مرتضى مطهرى
69
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بشرى فرض مىشود و آن علت غايى است و آن اين است كه چون آن نيرويى كه اين كار را مىكند نيروى شماست ، شما كه اين كار را مىكنيد چه هدفى از اين كار داريد ؟ آيا هدفى داريد يا نداريد ؟ و چون شما در اينجا يك هدف معيّنى داريد ، يعنى اين را مىنويسيد براى اينكه به دست يك شخصى برسد و او بخواند و از منوىّ خاطر شما آگاه شود ، دستور شما را اجرا كند ، مقصود شما را درك كند ، اين را مىگويند علت غايى . وقتى مىگويند يك چيز تصادفى به وجود مىآيد ممكن است كسى فرض كند كه علت فاعلى ندارد . اين يك چيزى است كه در دنيا طرفدار ندارد . نه الهى ، نه مادى ، بلكه شايد هيچ عالمى و بلكه هيچ عاقلى در دنيا پيدا نمىشود كه جريانهاى عالم را بر اساس تصادف توجيه كند به معنى اينكه علت فاعلى ندارد ؛ يعنى هيچ كس در دنيا نيست كه بگويد مثلا باران كه مىريزد خود به خود مىريزد ، هيچ علتى ندارد ، همين جور مىريزد ، يكدفعه باران مىريزد . هيچ كس نيست كه مثلا اگر خورشيد مىگردد يا زمين مىگردد ، بگويد خود به خود [ مىگردد ] . بالاخره اين را معتقد است كه يك نيرويى ، يك قوهاى ، يك چيزى وجود دارد كه اين حوادث را در عالم به وجود مىآورد . لا اقل در ميان طبقاتى كه بويى از علم بردهاند ، خواه مادى خواه الهى يك نفر پيدا نمىشود كه منكر علت فاعلى باشد ، بگويد - مثلا - دنيا مىچرخد بدون علت فاعلى . بعضيها گاهى به خيال خود مىروند به جنگ ماديين ، مىگويند آقا اينها مىگويند اين عالم خود به خود به وجود آمده ، ما مىگوييم عالم خود به خود به وجود نيامده . نه ، هيچ وقت ماديين نمىگويند عالم خود به خود به وجود آمده . كدام مادى گفته كه عالم خود به خود به وجود آمده ؟ آنها هم مىگويند هيچ چيزى خود به خود وجود ندارد ؛ آنها هم قائلند به يك سلسلهء علت و معلولى بسيار بسيار منظم ؛ مىگويند هر پديدهاى كه در دنيا پيدا مىشود حتما يك علتى داشته است و آن علت هم خودش باز به نوبهء خود پديدهاى است و علت ديگرى داشته است ، آن علت هم علت ديگرى داشته است ، آن علت هم علت ديگرى ، و نامتناهى است و به جايى هرگز منتهى نمىشود و لازم هم نيست منتهى بشود . از اين طرف هم در آينده هر معلولى به نوبهء خودش علت براى شىء ديگرى خواهد بود و آن شىء ديگر علت براى شىء ديگرى . از دو طرف بىنهايت ، سلسلهء علت و معلول كشيده شده است . شما يك نفر آدم مادى در